
فکر نمیکنم اسم این رو بشه بیوگرافی گذاشت! میخواستم بگم :
من شکوفه شوکت هستم متولد 1369, هیچ وقت دلم نمیخواسته ادای بزرگترها رو دربیارم اما همیشه دوست داشتم به اندازه ی خودم , فرصت داشته باشم برای حرف زدن , هرچند شاید حرفهام خام , تکراری و رنگ و رو رفته باشند , از سال 83بود که به خاطر یه علاقه ی معمولی به نمایش و تاتر به , کلاسهای بازیگری رفتم , اون کلاسها اول ساده و بی اهمیت به نظر می اومد بود اما کم کم فهمیدم که برای رسیدن به معنای بازیگری برای درک تاتر چه قدر راه نرفته دارم میشه گفت اصلا راه رفته ای ندارم ! اون کلاسها بدون این که بخوام تمام زندگی من رو تحت تاثیر قرار دادند و روی تمام ابعاد زندگیم تاثیر گذاشتن , تصویر ساده ای که معمولا توی ذهن خیلی از ادمها راجع به بازیگری و تاتر هست شکست و حالا یک دنیای بزرگ جلوی چشمان من متولد شده بود , دنیایی که فراتر از روزمزگی ها بود و پر از اعجاب و پر از فریاد توانایی , دنیای بزرگی که تمام افکار بشری را در خود جا میدهد دنیایی که به اندازه تمام خیانت ها ,تمام خوبیها ,تمام زشتیها ,تمام رویاها و تمام کابوس ها بزرگ ست . بارها به خودم گفتم ای کاش دیرتر شروع کرده بودم و بارها گفتم ای کاش زودتر از این شروع کرده بودم ! و بارها هم فقط گفتم چه قدر خوب که شروع کردم ... دنیای تاتر و بازیگری هر روز و هر بار چیز تازه ای رو به من میشناسوند و من از این همه تنوع , این همه عظمت و این همه شور به وجد میومدم ...بعد از تمام شدن این کلاسها و كرفتن مدرک بازیگری از ارشاد , به کلاسهای بازيكري ديكه اي رو شروع كردم ...
نمیدونم چه طور و از کی نوشتن دوباره اغاز شد , اما در ادامه ی بازیگری به نمایشنامه نویسی علاقه مند شدم و شروع کردم به نوشتن نمایشنامه های کوتاه و کمی بعدتر نوشتن داستان کوتاه و در این میان هم سرودن شعر ...خب فکر نمیکنم چیز دیگه ای مونده باشه فقط یه چیز که اونهم اینقدر مشخصه دیگه نیازی به گفتن نیست :) استفاده از نمایشنامه ها و مطالب نقل شده در این وبلاگ بدون ذکر منبع و بدون هماهنگی مجاز نیست! و یه چیز دیگه هم میخواستم بگم اونهم : تشکر از شما به خاطر اینکه به اینجا سر زدین :) :) :)
من شکوفه شوکت هستم متولد 1369, هیچ وقت دلم نمیخواسته ادای بزرگترها رو دربیارم اما همیشه دوست داشتم به اندازه ی خودم , فرصت داشته باشم برای حرف زدن , هرچند شاید حرفهام خام , تکراری و رنگ و رو رفته باشند , از سال 83بود که به خاطر یه علاقه ی معمولی به نمایش و تاتر به , کلاسهای بازیگری رفتم , اون کلاسها اول ساده و بی اهمیت به نظر می اومد بود اما کم کم فهمیدم که برای رسیدن به معنای بازیگری برای درک تاتر چه قدر راه نرفته دارم میشه گفت اصلا راه رفته ای ندارم ! اون کلاسها بدون این که بخوام تمام زندگی من رو تحت تاثیر قرار دادند و روی تمام ابعاد زندگیم تاثیر گذاشتن , تصویر ساده ای که معمولا توی ذهن خیلی از ادمها راجع به بازیگری و تاتر هست شکست و حالا یک دنیای بزرگ جلوی چشمان من متولد شده بود , دنیایی که فراتر از روزمزگی ها بود و پر از اعجاب و پر از فریاد توانایی , دنیای بزرگی که تمام افکار بشری را در خود جا میدهد دنیایی که به اندازه تمام خیانت ها ,تمام خوبیها ,تمام زشتیها ,تمام رویاها و تمام کابوس ها بزرگ ست . بارها به خودم گفتم ای کاش دیرتر شروع کرده بودم و بارها گفتم ای کاش زودتر از این شروع کرده بودم ! و بارها هم فقط گفتم چه قدر خوب که شروع کردم ... دنیای تاتر و بازیگری هر روز و هر بار چیز تازه ای رو به من میشناسوند و من از این همه تنوع , این همه عظمت و این همه شور به وجد میومدم ...بعد از تمام شدن این کلاسها و كرفتن مدرک بازیگری از ارشاد , به کلاسهای بازيكري ديكه اي رو شروع كردم ...
نمیدونم چه طور و از کی نوشتن دوباره اغاز شد , اما در ادامه ی بازیگری به نمایشنامه نویسی علاقه مند شدم و شروع کردم به نوشتن نمایشنامه های کوتاه و کمی بعدتر نوشتن داستان کوتاه و در این میان هم سرودن شعر ...خب فکر نمیکنم چیز دیگه ای مونده باشه فقط یه چیز که اونهم اینقدر مشخصه دیگه نیازی به گفتن نیست :) استفاده از نمایشنامه ها و مطالب نقل شده در این وبلاگ بدون ذکر منبع و بدون هماهنگی مجاز نیست! و یه چیز دیگه هم میخواستم بگم اونهم : تشکر از شما به خاطر اینکه به اینجا سر زدین :) :) :)
منوی اصلی
نوشته های گذشته
- خرداد 1387
- اردیبهشت 1387
- فروردین 1387
- اسفند 1386
- بهمن 1386
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- شهریور 1386
- مرداد 1386
آرشيو موضوعی
دوستان عزیز
- ((( پــــــادشاه امــنــیــت و تــرفـــنــــد د ر و ب ))))
- از سیر تا پیاز هنر !
- انجمن نمایش اهواز
- گروه تاتر یاران
- پرواز
- دافی
- تاتر حرفه اي
- حسين بناهي
- نگار هستم متولد ۵/۱۰/۱۳۷۱
- علي يزدان دوست
- ارزوهاي بزرك
- تاتر ايران و تاتر جهان
- مجله ي سينمايي ايران
- نميدانم ها!
- رضا معاصر
- شعركده
- برداشتی ازاد از سیر تا پیاز هنر
- اخبار وبلاگ ها
- ليست وبلاگ ها
- قالب هاي وبلاگ
- اخبار ايران
- اخبار ICT
- تفريحات اينترنتي
- تالارهاي گفتگو
- فروشگاه اینترنتی
طراح قالب
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 4:9 PM
من تنهایم
حجم بغض تنهایی مرا هیچ کس نمیداند
افسوس...
دستی بر شعله ی اتش دارم
و حسی شبیه قتل عام ارزوهای نا امید !
کو تمام حجم زندگی !؟
من تنهای تنهایم ....
